مشرف به بندر <
در بالای همین تپه بود که در دسامبر ۱۹۰۱ گولیلمو مارکونی برای دریافت اولین ارتباط بی سیم جهان، ایستاد.
گولیلمو مارکونی سال ۱۸۷۴ در خانواده ای ثروتمند در بولونیایایتالیا، به دنیا آمد و به وسیله ی معلمان خصوصی آموزش داده شد.
او از همان سال های اول به علم و خصوصا به کارهای فیزیکدان آلمانی، هاینریش هرتز در زمینه ی انتقال امواج الکترومغناطیس از طریق هوا، علاقه مند شد.

مارکونی در سن بیست سالگی متوجه شد که با قرار دادن فرستنده در زمین و افزایش طول آنتن می تواند محدوده ی سیگنال های بی سیم را گسترش دهد.
او فهمید که با تحقیقات و صرف بودجه ی بیشتر قادر است دستگاه قوی تری بسازد که محدوده ی گسترده تری را پوشش می دهد و از لحاظ تجاری و نظامی ارزش بیشتری دارد.
اما زمانی که دولت ایتالیا علاقه ای به کار او نشان نداد، مارکونی بهبریتانیارفت، جایی که از کار او حمایت بیشتری می شد.
در سال ۱۸۹۶ او اولین دستگاهش را برای تلگراف بی سیم ثبت کرد و در سال ۱۸۹۷ سرمایه گذارانی برای شرکت <<تلگراف بی سیم و سیگنال>> خود پیدا کرد.او در این شرکت شروع به تولید دستگا ه های رادیویی کرد که قادر به ارسال و دریافت پیام ها در کد مورس بودند. در سال ۱۸۹۹ پیغامی را با موفقیت از کانال انگلیسی بهفرانسهفرستاد.در آن زمان دانشمندان از این که یک سیگنال بی سیم چه مسافتی را می تواند طی کند، مطمئن نبودند.
آن ها معتقد بودند که امواج رادیویی در خطوطی مستقیم حرکت می کنند که البته درست بود و از این جهت تنها برای مسافت های کوتاه مناسب بود. در مسافت های طولانی تر جامعه علمی معتقد است که انحنای زمین باعث فرستاده شدن امواج بی سیم به فضا می شود و این مخابره را در تمام اقیانوس اطلس غیرممکن می کند.
با این حال مارکونی عقیده داست که امواج رادیویی می توانند انحنای زمین را دنبال کنند و به همین دلیل برای اثبات نظر خود مشغول به کار شد.

او یک فرستنده را در <

اما وقتی که طوفان فرستنده را خراب کرد، مجبور شد که آن را با یک فرستنده ی کوتاه تر عوض کند. سپس مارکونی از ترس این که سیگنال ها نتوانند مسافت موجود تا <
او تپه سیگنال در سنت جانز نیوفاندلند را مکان مناسبی برای ایستگاه گیرنده دانست.
در دسامبر ۱۹۰۱ مارکونی ایستگاه گیرنده را سیگنال هیل و در بیمارستانی متروکه بنا کرد. مکانی نه چندان دور از برج کابوت که چند سال قبل از آن برای یادبود ۴۰۰امین سالگرد کشف نیوفاندلند توسط جان کابوت و همین طور جشن سالگرد <

هر روز آنتن به وسیله ی کایت تا ارتفاع کافی در مقرر بالا می رفت. یعنی زمانی که دانشمندان مستقر در <
پس از چند روز با تلاش هایی ناموفق بالاخره در ۱۲ دسامبر ۱۹۰۱، سه بوق متمایز دریافت شد.
این سیگنال کمی بیشتر از ۳۵۰۰ کیلومتر طی کرده بود.

زمانی که موفقیت در ارسال اثبات کرد که سیگنال ها می توانند مسافت هایی طولانی را فراتر از افق بپیمایند، مارکونی متوجه نشد که امواجی که او دریافت کرده بود، در امتداد زمین حرکت نکرده بودند؛ بلکه آن ها از یونوسفر در بالاترین لایه اتمسفر رد شده بودند.
در هر صورت، موفقیت آمیز بودن آزمایشات مارکونی عصر جدیدی از ارتباطات در قرن گذشته را به وجود آورد و باعث ایجاد تغییراتی در تاریخ بشریت شد.
شاید فکر کنید که نام سیگنال هیل از همین فرد آمده است، اما در واقع این تپه نام خود را از نقشی که در تاریخ در علامت دهی و هشدار به کشتی ها درباره ی خطرات دریا و آب و هوا داشته، به دست آورده است.
تپه سیگنال برای سال های طولانی مرکز دفاع سنت جانز بوده است.

در اواخر قرن شانزدهم توپ سیگنال دهی در این مکان قرار داده شد و مقاوم سازی آن با بدنه سنگی در اواخر قرن هجدهم در جریان جنگ های ناپلئونی صورت گرفت.
این تپه در ابتدا با نام <
ارتباطات پرچمی بین زمین و دریا در قله سیگنال هیل تا سال ۱۹۶۰ ادامه داشت.

امروزه برج کابوت به عنوان منطقه ای تاریخی ملی و نقطه ی عطفی مهم و برجسته در سیگنال هیل به حساب می آید. در این برج یک مغازه هدیه فروشی و یک ایستگاه رادیویی ابتدایی قرار دارد.
بیمارستان متروکه ای هم که مارکونی ایستگاه گیرنده را در آنجا احداث کرد، مدت زیادی است که از بین رفته است.

برچسب: ارتباطات,
نویسنده: باربد میرزاپور