یکی از مهم ترین مفاهیم مطرح شده در حوزه یکارآفرینی، MVP یا Minimum Viable Product است. این اصطلاح که معادل فارسی آن <<حداقل محصول پذیرفتنی>> است، به محصولی گفته می شود که دارای حداقل ویژگی های لازم و کافی برای عرضه به مشتری ها باشدو هدف از ارائه ی آن، مشاهده ی بازخورد مشتری ها نسبت به محصول است. این محصول یک نمونه ی ناقص از محصول نهایی نیست؛ بلکه یک محصول قابل فروش است که می تواند در آینده ویژگی های جدیدی به آن اضافه شود. این لغت در سال ۲۰۰۱ برای اولین بار توسطفرنک رابینسونارائه شد و توسطاستیو بلنکواریک ریسهمگانی شد.

تولید یک محصول با ویژگی های زیاد کاری سخت و زمان بر استو همچنین امکان شکست خوردن آن وجود دارد. اما تولید یک MVP به کارآفرینان کمک می کند که فرضیه ی خود را با کمترین تلاش و هزینه ی ممکن آزمایش کنند. حداقل محصول پذیرفتنی دارای ویژگی های اولیه و اساسی برای گسترش محصول در آینده است. توسعه دهندگان معمولا این محصول را به زیر مجموعه ای از مشتری های بالقوه عرضه می کنند. آن ها از طریق بازخوردهایی که از مشتری های خود می گیرند، می توانند چشم انداز خوبی نسبت به نمونه ی اولیه و اطلاعات مرتبط با بازاریابی به دست آورند. این کار از ساختن محصولی که مورد استقبال مشتری ها قرار نگیرد، جلوگیری می کند. حداقل محصول پذیرفتنی، درواقع ورژنی از یک محصول جدید است که یک تیم می تواند به کمک آن، حداکثر اطلاعات لازم درباره ی بازخورد مشتری ها را با حداقل تلاش ممکن به دست آورد. حداقل محصول پذیرفتنی یک محصول دست ساز است که طی فرآیندهای تولید ایده، نمونه سازی، ارائه، جمع آوری داده ها، تجزیه و تحلیل و یادگیری تولید می شود. این مراحل چندین بار تکرار می شوند تا درنهایت یک محصول مطلوب تولید شود یا به عنوان یک محصول ناموفق در نظر گرفته شود.

Dropboxیکی از معروف ترین مثال های ارائه ی حداقل محصول پذیرفتنی است. سازنده ی این محصول،درو هیوستون،برای اینکه بتواند نظر مشتری ها را نسبت به ایده ی اشتراک گذاری فایل ها جویا شود، مجبور بود به خیابان برود و با پرس و جو کردن از مردم، مستقیما از آن ها بازخورد بگیرد. ولی او و اعضای تیمش در عوض یک ویدئوی ۳ دقیقه ای درست کردند و مشخصات محصول خود رابه طورکامل توضیح دادند. همین موضوع باعث شد تقاضا برای محصولی که هنوز تولید نشده بود در عرض تنها یک شب از ۵ هزار نفر به ۷۵ هزار نفر برسد.

برایان چسکیوجو گبیادر سال ۲۰۰۷ تصمیم گرفتند یککسب و کارجدید راه اندازی کنند. آن ها پول زیادی برای شروع نداشتند و حتی قادر به پرداخت مبلغ اجاره ی آپارتمان خود در سانفرانسیسکو هم نبودند. آن ها از کنفرانس طراحی که قرار بوددر شهرشان برگزار شود، مطلع شدند و ایده ی جالبی ارائه دادند. ایده ی آن ها این بود که به افرادی که در این کنفرانس شرکت می کنند، محل ارزانی برای اقامت پیشنهاد دهند. آن ها از آپارتمان خود عکس گرفتند و آن را در یکوب سایتساده قرار دادند و در کمال تعجب مشاهده کردند که ۳۳ نفر برای اجاره ی چند روزه ی خانه ی آن ها درخواست دادند. این محصول اولیه چشم اندازی از نیازهای مردم و بازار را به آن ها نشان داد. آن ها متوجه شدند که بسیاری از مردم ترجیح می دهند در خانه ی شخص دیگری اقامت کنند تا اینکه اتاقی با مبلغ بیشتری در هتل اجاره کنند. همین موضوع به آن ها کمک کرد تا بتواننداستارتاپخود به نام AirbedAndBreakfastt را راه اندازی کنند.
هیچ کس دوست ندارد زمان و پول خود را صرف ساختن محصولی کند که کسی حاضر نباشد آن را خریداری کند. نظرسنجی از دیگران یکی از راه حل های این مشکل است؛ اما از آنجایی که تفاوت زیادی بین حرف زدن و عمل کردن وجود دارد، این راه نمی تواند بازخورد مناسبی به سازندگان محصول بدهد. بنابراین ساختن یک MVP می تواند کمک زیادی در این زمینه به شما ارائه دهد. اما برای ساخت یک MVP چه نکاتی را باید در نظر بگیریم؟
اولین قدم برای ساخت یک MVP این است که طرح یا ایده ی کسب و کار خود را به طور کامل تعریف کنید. خود را جای مشتری بگذارید و از خودتان ۲ سؤال پرسید: چرا من به این محصول احتیاج دارم؟ این محصول چگونه به من کمک می کند؟ پاسخ دادن به این ۲ پرسش، نیازهای مشتری و هدف از ساختن محصول را برای شما مشخص خواهد کرد.
اگر در حال حاضر محصولاتی مشابه با محصول یا خدمات شما در بازار وجود دارد، باید آن ها را به خوبی تحلیل کنید. گاهی اوقات کارآفرینان به دلیل ایمانی که به خاص بودن ایده ی خود دارند، فراموش می کنند که باید ابتدا بازار رقابت را بررسی کنند. ابزارهای مختلف زیادی وجود دارند که می توانید به وسیله ی آن ها ترافیک سایت رقبای خود را بررسی کنید.
بررسی یوزرفلو یا مسیر حرکت مشتری ها در وب سایت، این امکان را به شما می دهد که بدانید کدام قسمت های وب سایت خود را باید تقویت کنید. به عنوان مثال، وب سایت Zappos یک فروشگاه معروف آنلاین کفش است که اولین فعالیت خودش را با یک MVP آغاز کرد. هدف از راه اندازی این وب سایت این بود که مشتری ها بتوانند کفش های خود را به صورت آنلاین خریداری کنند. بنابراین آن ها باید برمواردی مانند: پیدا کردن کفش مناسب، خریدن کفش، مدیریت سفارش ها و تحویل دادن سفارش ها تمرکز می کردند. امروزه ابزارهای زیادی وجود دارند که برای تشخیص یوزرفلو به شما کمک می کنند.
بعد از اینکه مسیر حرکت مشتری را تعیین کردید، باید لیستی از امکانات ضروری هر بخش تهیه کنید. معمولا هر بخش از یک سری امکانات اصلی و فرعی تشکیل شده است. آن ها را به صورت یک لیست مشخص کنید. امکاناتی را که دارای بیشترین ضرورت هستند،در بالای لیست و موارد کم اهمیت تر را در پایین لیست قرار دهید. درنهایت با توجه به اولویت ویژگی ها برای ساختن آن ها اقدام کنید. فراموش نکنید که باید به همه ی موارد لیست خود رسیدگی کنید.
بعد از مشخص شدن طرح اولیه و ساخته شدن محصول، نوبت به امتحان کردن آن می رسد. این بخش به دو مرحله ی آلفا و بتا تقسیم می شود. در بخش آلفا مهندسان کیفیت سنجی محصول را امتحان و مشکلات آن را مطرح می کنند. بعد از رفع مشکلات و در بخش بتا، محصول در اختیار کاربران قرار می گیرد و بازخوردهای آن ها طی ۱ یا ۲ هفته بررسی می شود. درنهایت مشکلات مطرح شده برطرف می شوند و محصول ارائه می شود. مراحل امتحان کردن و یاد گرفتن می توانند بعد از عرضه ی محصول، چندین بار تکرار شوند.

یکویدئومی تواند چندین هزار کلمه را در مدت زمان خیلی کمی به مخاطب منتقل کند.کافی استپیغام خود را دقیقا مشخص کنید و آن را در قالب یک ویدئو درست کنید. بهتر است که ساخت ویدئوبه افراد حرفه ای سپرده شود؛ اما اگر بودجه ی کافی ندارید، خودتان هم می توانید این کار را انجام دهید.
صفحه ی فرود، محلیاست که کاربران بعد از کلیک کردن روی آگهی تبلیغاتی در یک وب سایت دیگر یاایمیلخود، به آنجا هدایت می شوند. وظیفه ی صفحه ی فرود این است که ارزش پیشنهاد شما را به کاربر نشان دهد و او را برای عمل کردن ترغیب کند. صفحه ی فرود هم یک ابزار تبلیغاتی و هم یک MVP است. این صفحه ارزش محصول شما، استدلال و حتی قیمت محصول شما را ارزیابی می کند.

این روش زمانی انجام می شود که شما آیتمیمشابه محصول واقعی خود به معرض نمایش بگذارید؛ اما تولیدمحصول را بعد از ایجاد تقاضاانجام دهید. همان طور که پیش تر گفتیم،وب سایتفروش آنلاین کفش Zapposs نیز از همین روش برای ساختن MVPP خود استفاده کرد. مؤسس این شرکت در مرحله ی اول راه اندازی فروشگاه آنلاین خود از یک انبار برای ذخیره کردن کفش های خود استفاده نکرد. او به فروشگاه های مختلف تولیدی کفش رفت و با هماهنگی آن ها از محصولاتشان عکس گرفت و در وب سایت خود قرار داد. او بعد از گرفتن سفارش مشتری ها، به همان فروشگاه ها مراجعه می کرد، کفش ها را می خرید، سپس بسته بندیمی کردو برای مشتری ها می فرستاد. این تجربه، دید خوبی از بازار خرید آنلاین کفش بهمؤسساین شرکت ارائه داد و توانست از این طریق فرضیات خود را امکان سنجی کند.

به جای ارائه ی یک محصول می توانید با سرویس های دستی شروع کنید. این سرویس باید دقیقا شامل مراحلی باشد که مردم برای استفاده از محصول شما باید طی کنند. به عنوان مثال Food on tableوب سایتیاست که به صورت هفتگی لیستی از دستور تهیه غذا و مواد غذایی که در فروشگاه های اطراف شما به حراج گذاشته شده اند، برایتان ارسال می کند. همان طور که می دانید ایجاد هماهنگی میان دستور تهیه غذا و فروشگاه های مواد غذایی کار سختی است. بنیان گذاران اینوب سایتنیز از ابتدا برای همه چیز برنامه ریزی نکردند. این دو بنیان گذار ابتدا با صاحب چند فروشگاه صحبت کردند و مشتری های علاقه مند را پیدا کردند. آن ها هر هفته به فروشگاه سر می زدند و یک دستور تهیه غذا را که مواد اولیه ی آن حراج شده بود، از فروشگاه دریافت می کردند و برای کاربران به صورت ایمیل ارسال می کردند. آن ها هر هفته از کاربران خود بازخوردمی گرفتندو متوجه می شدند که چه کارهایی برای پیشرفتوب سایتخود باید انجام دهند. آن ها به مرور زمان مشتری های خودشان را افزایش دادند تا جایی که مجبور شدند برای فرآیند های خود برنامه نویسی کنند. و درنهایت توانستند کسب و کار خو را به طور گسترده در سراسر کشور پخش کنند.
درنهایت به یاد داشته باشید که نباید همه ی سرمایه ی خود را برای محصولی خرج کنید که نمی دانید آیا فروش خوبی خواهد داشت یا خیر. خلاق باشید و سعی کنید از راه حل مناسبی برای ارائه ی MVP خود استفاده کنید. سپس بازخورد کاربران را به دقت بررسی کنید و در صورت لزوم بخش هایی از محصول خود را تغییر دهید و سپس محصول نهایی را به بازار عرضه کنید.
برچسب:
نویسنده: باربد میرزاپور